English Version
This Site Is Available In English

کارگاه آموزشی چهارشنبه - کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و تصاویر آن

کارگاه آموزشی چهارشنبه - کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و تصاویر آن

یازدهمین جلسه از دوره چهل و ششم سری کارگاههای آموزش جهانبینی کنگره ۶۰ مورخ 18/02/1392 با نگهبانی و استادی آقای مهندس حسین دژاکام و دبیری آقای بیژن با دستور جلسه "شرح تصاویر کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر" رأس ساعت ۱۶:00 آغاز به کار نمود.

 

سخنان استاد:

در هفته گذشته راجع به ادب و بی ادبی صحبت شد و به تمام افراد کنگره گفته شد سی دی صحبت های من را تهیه نمایند همچنین به آقای سلامی اطلاع دادم باید تمام افراد کنگره تحت آموزش مستقیم من قرار بگیرند، تهیه صحبت های من به صورت اجبار می باشد و تمام افراد باید در اطلاع حرف های من باشند، ما در حال پرورش و آموزش افراد هستیم و اگر افراد از آموزش لازم بهره گیرند در پروسه درمان موفق خواهند بود و اگر از آموزش بی بهره بوده و بی تعادل باشند نمی توانیم نظارت و کنترلی بر کنگره داشته باشیم.

ما در تمام نمایندگی ها با انبوه جمعیت مواجه هستیم و در برخی نمایندگی ها جمعیتی بالغ بر 500 نفر یا 700 نفر و ... دارا هستیم، باید این تعداد وقتی در کنار یکدیگر جمع می شوند دارای آگاهی و اطلاعات باشند بنابراین بر تمام لژیون ها واجب است صحبت های من را تهیه کرده و گوش دهند، باید راهنما صحبت های من را به رهجویان خود انتقال دهد.

نکته بعدی این است که دستیاران دیده بانان در تمام نمایندگی ها حضور می یابند تا از برنامه تک تک لژیون ها مطلع گردند، آنها دفترچه رهجویان را بازدید کرده و اگر لژیونی طبق روش DST پیش نرود بسته خواهد شد و ممکن است در مرحله بعد لژیون به صورت کلی جمع گردد، باید آموزش های لژیون دارای برنامه باشد و راهنما نباید از خاطرات خود صحبت کند همچنین مشخص باشد در جلسه آینده موضوع بحث و آموزش چه خواهد بود، باید تمام افراد به صورت یکنواخت پیش بروند و تنها یک پروتکل باید اجرا شود.

باید دانش و علم افراد کنگره بالا برود و کسانی که نتوانند در زمینه دانش صعود کنند به آرامی و به مرور زمان حذف خواهند شد و اگر دارای لژیون باشند، لژیون آنها جمع خواهد شد، باید راهنمایان کاملأ به افراد لژیون مسلط باشند و با علم روز پیش بروند در غیر این صورت با مشکل روبرو خواهند شد.

در حال حاضر طبق این برنامه، تعدادی از لژیون ها به دستور من بسته شده اند، راهنمایان باید همانند پروتکل DST پیش بروند.

دستور جلسه این هفته مربوط به تصاویر کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر می باشد، ما برای این که بتوانیم مسائل زندگی خود را حل نماییم نیازمندیم صورت مسئله را بدانیم، اگر صورت مسئله درست باشد امکان حل شدن مسئله وجود دارد اما اگر صورت مسئله اشتباه باشد هیچ فردی نمی تواند مسئله را حل نماید، مثالی در قدیم بود که گفته می شد "شخصی 1 کیلو بادمجان، 1 کیلو پرتقال و 1 کیلو سبزی خرید، حال بیابید پرتقال فروش را؟" چنین مسئله ای را هیچ فردی نمی تواند حل نماید، اگر صورت مسئله به درستی مطرح شود افراد زیادی وجود دارند که می توانند مسئله را حل نمایند.

راجع به اعتیاد صورت مسئله اشتباه بود و به دلیل اشتباه بودن آن، به ترتیب راه حل هایی اشتباه ارائه می گردید، صورت مسئله اشتباه این بود که باید مقدار مواد موجود در بدن معتاد خارج شود بنابراین مشخص نبود چه چیزی قرار است درمان شود و راه حل، مصرف نکردن مواد مخدر بود.

اگر مطرح می شد اعتیاد عدم تعادل بیوشیمی می باشد و به دلیل وارد شدن مواد مخدر خارجی به بدن، جسم از تعادل خارج می شود، چرا با خوردن نوشابه یا قهوه و یا ... انسان مست نمی شود اما با خوردن الکل مست خواهد شد؟ چرا انسان با خوردن قره قروت معتاد نمی شود اما با خوردن تریاک معتاد می شود؟ چرا با دود کردن پودر سفید اتفاقی برای انسان نمی افتد اما با دود کردن هروئین فرد دچار اعتیاد می شود؟ چرا با خوردن هر روزه گوشت معتاد نمی شویم؟ شاید به خوردن گوشت عادت کنیم اما با قطع آن دچار اسهال نمی شویم، عطسه نمی کنیم، بی خواب نمی شویم و ...

باید قبل از هر چیز پاسخ این سئوالات مشخص می شد و پاسخ این بود که مواد مخدر از سد خونی مغز عبور می کنند و در چربی حل می شوند، این گونه وارد مغز شده و مداخله می نمایند، مغز مرکز فرماندهی می باشد و هرچیزی اجازه ورود به آن را ندارد، مغز دقیقأ مانند مقر فرماندهی هر کشور می باشد و هر شخصی اجازه ورود به آن مکان را ندارد چرا که کوچکترین آسیب به آن جا موجب از بین رفتن کشور خواهد شد.

مغز، سدی بسیار قوی دارد اما مواد مخدر و الکل از این سد عبور می کنند و به محض ورود مغز را از تعادل خارج می نمایند، مثلأ با ورود الکل بر نوروترانسمیترها و ... فعل و انفعالاتی صورت می گیرد که حالت مستی به فرد دست می دهد، بعد از مدتی استفاده جایگزین مواد مخدر درونی بدن شده و بدن فرد هیچ گونه ترشح مواد مخدر درونی نخواهد داشت.

از نظر علمی برای درمان اعتیاد باید سیستم های خارج شده از تعادل مجددأ راه اندازی شده و به تعادل بازگردند، این روش زمان کوتاه را پذیرا نیست و باید حداقل 10 ماه، طبق متدی خاص روند خود را طی نماید تا درمان اتفاق بیفتد، این مربوط به قسمت فیزیولوژی می باشد که با OT به انجام می رسد اما قسمت هایی به عنوان روان و جهانبینی نیز وجود دارد، مسئله حرکت در این مسیرها می باشد.

کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر، برای این سه قسمت مطالب را مشخص نموده است، این کتاب بیانگر این است که ما دارای سه قدرت کلام، صوت و تصویر می باشیم، این 3 قدرت می تواند ما را یاری نماید، در کتاب برای هر سه قسمت جسم، روان و جهانبینی تصاویری وجود دارد که این تصاویر در سه گروه قرار گرفته اند.

یک گروه حرکت اتومبیل در یخبندان می باشد که مربوط به مسیر حرکت می باشد، گروه تصویر بعدی متعلق به فیزیولوژی یا جسم می باشد که با درخت نشان داده شده است، گروه تصویری بعدی متعلق به افکار، اندیشه و جهانبینی است.

جلد کتاب تصویری از کویری برهوت در کنار رودخانه است، چنین چیزی در طبیعت وجود ندارد و هیچگاه در کنار کویر رودخانه نیست، اگر رودخانه وجود داشت در اطراف آن نیز روییدنی هایی وجود داشتند اما این مورد در انسان قابل رؤیت است، انسان فردی است که هم می تواند برهوت باشد و هم می تواند مانند رود باشد و در واقع مجموع این دو است.

همان گونه که اشاره کردم اولین گروه تصویر مربوط به مسیر حرکت می باشد و مشخص می نماید یک فرد مصرف کننده در چه وضعیتی قرار دارد، برخی مطالب محسوس است و برخی مطالب معقول، مطالب محسوس قابل حس کردن است و نمی توان برای دیگران شرح داد، ما هر چه اعتیاد و خماری یا نشئگی را برای افرادی که سابقه مصرف ندارند توضیح دهیم هیچ گاه به درک آن نخواهند رسید، در نتیجه مجبور هستیم با ارائه مثال هایی آن ها را توجیه نماییم.

ما در سرما نمی توانیم حرکات بدنی داشته باشیم مثلأ در سرمایی شدید می خواهیم دست خود را بلند کنیم اما از شدت سرما دست از ما فرمان نمی گیرد و در کل اختیاری بر بدن نداریم، سرما می تواند تمثیل اعتیاد باشد و در اعتیاد جسم از ما فرمان نمی گیرد مثلأ در مصرف تریاک وقتی فرد خمار شد دچار اسهال می شود، فرد نمی خواهد به چنین حالتی دچار شود اما هیچ گونه اختیاری بر جسم خود ندارد همچنین در خواب، حرکت و ... این مطلب صادق می باشد، دیدگاه اطرافیان به مصرف کنندگان این است که آنها را ابله فرض می کنند و دائمأ به آنها راهکار می دهند، افراد مصرف کننده مطالب را متوجه می شوند اما اختیاری بر خود ندارند بنابراین اعتیاد مانند سرما می باشد.

از سرمای 60 درجه زیر صفر می توان عبور نمود و کاری مهال نیست اما متد خاص، ابزار مخصوص و تجهیزات به خصوص خود را دارد، از اعتیاد می توان خارج شد اما متد خاص، ابزار مخصوص و تجهیزات به خصوص خود را دارا می باشد.

در تصویر اول مسیر حرکت (صفحه 70) جاده ای یخ زده و کوهستانی مشاهده می شود که بسیار لغزنده و پر پیچ است که می توان از نظر پیچیدگی جاده هزار چم چالوس را مثال زد، در مقابل لاستیک اتومبیل صاف بوده و فاقد یخ شکن و زنجیر چرخ می باشد، بالا رفتن از گردنه شرایط خاص خود را دارد، سر خوردن در جاده برابر است با سقوط به اعماق جاده و حرکت سریع امکان پذیر نیست، این مسئله بیانگر این می باشد که قرار گرفتن در این جاده با چنین اتومبیلی مستلزم حرکتی آهسته خواهد بود، راننده باید هوشیار و بیدار باشد، روبروی خود را نظاره کند و به آرامی حرکت نماید، افرادی که در پروسه درمان می خواهند به سرعت پیش بروند به ابتدا باز خواهند گشت.

تصویر دوم مسیر حرکت (صفحه 275) اتومبیل از مناطق کوهستانی خارج شده و به جاده ای می رسد که نور خورشید نمایان است، اتومبیل در حال عبور در این جاده است اما سرعت دادن به اتومبیل باعث می شود نور خورشید مستقیمأ به او بتابد، لازم به ذکر است که نور خورشید الهی می باشد اما فردی که در تاریکی بوده است با قرار گرفتن سریع در روشنایی دچار آسیب در بینایی می شود.

بنابراین باید ذره ذره از تاریکی خارج شد و به روشنایی رسید، در سفر حرکت سریع اتومبیل باعث ریزش خواهد شد و اگر شخص مسیری از سفر را پیموده باشد باز هم باید به آرامی تا انتهای مسیر حرکت کند، درمان اعتیاد مانند فرآیند بارداری می باشد و زمان مشخص خود را دارد و باید ناقل های عصبی ترمیم شوند، این تصویر متعلق به اواسط سفر می باشد.

تصویر سوم مسیر حرکت (صفحه 279) نشانی از یخبندان و پرتگاه نیست و اتومبیل در جاده ای با گل چسبنده در حرکت است، می توان گفت تصویر متعلق به افرادی است که مصرف 1 گرم در 20 روز را دارند، حرکت در این جاده خطر سقوط و ریزش را ندارد اما گل چسبناک به لاستیک های اتومبیل چسبیده است و اتومبیل هنوز آزاد نشده است.

تصویر چهارم از این گروه، بعد از عبور از این مسیر می باشد که اسکی بازان را نشان داده و (صفحه 301) رهایی را نمایش می دهد، او با اسکیت پرش هایی زیادی دارد و از حرکت های خود دچار لذت می شود.

گروه دوم تصاویر متعلق به جسم می باشد، جسمی که علاوه بر تخریب های جسمی تخریب های دیگری نیز دارد مانند این که خوردن برخی چیزها به ضرر من بوده و باعث خماری می شود و افکاری از این قبیل که جسم دچار فقر غذایی می شود، این گونه فرد دچار انواع بیماری ها خواهد شد، در مصرف شیشه نیز فرد کاملأ بی اشتها می شود و به گونه ای دیگر دچار فقر غذایی خواهد شد.

اولین تصویر جسم (صفحه 95) درختانی تنومند در مقابل درختی پوسیده نمایش داده شده اند، این تصویر در زمستان می باشد که البته کار ما نیز در زمستان آغاز گردید.

تصویر دوم جسم (صفحه 175) در بهار و تابستان می باشد که درخت پوسیده کوچک شده است همچنین درختان تنومند انسان های سالم هستند.

تصویر سوم جسم  (صفحه 209) در پاییز است که درخت پوسیده به حداقل رسیده است و از بین رفته است ولی تمام درختان دیگر محکم هستند.

تصویر غسل در صحرا وجود دارد و از ملیت های مختلف برای فرد لباس می آورند، تصویر بعدی فردی است که لباس پوشیده و در کنار اسب ایستاده است.

گروه تصاویر سوم  تصاویر درون یا افکار و اندیشه هستند، شامل نبرد درون و شرح درون فرد مصرف کننده است، درونی کاملأ به هم ریخته که تصویر نشان دهنده آشفتگی درون است، غرش رعد در صحرای ویران که نه آبی هست و نه آبادی، ویرانه ای از استخوان های اجساد گذشته در طول این راه و حرارت وجود شهر را به آشوب و گند زار مبدل نموده، صدای رعد و خروش بر می آید و طوفانی درونی که حصار های شهر را عنقریب به سرنگونی می خواند در تصویر به نمایش در می آید و جادوگر خفته که عصیان نموده است به خرابی شهر شراره های تازه می افزاید.

اینها درون مصرف کننده است و غرش رعد ندای وجدان بیمار است و به او نوید می زند که کجای کار هستی؟ خود را به ویرانی کشیده ای؟

نکته این است که برای خروج از نیروی منفی و ورود به نیروی مثبت کار ساده ای نیست، خروج از نیروی مافیا به راحتی نخواهد بود و بسیار دشوار می باشد.

یکی از بچه های کنگره مثال جالبی زد و گفت "فردی به خاطر خطاهای خود توبه می کند و برای این که اخلاص او ثابت شود به مسجد می رود و زمان خروج از مسجد با نبود کفش هایش مواجه می شود" ممکن است فرد امتحان شود، مال مردم را بسیار خورده است و تنها یک بار مالی ناچیز از او دزدیده شد.

برای خروج شخص با سیل مواجه می شود که سیل رحمت خداوند است، نوشیدن آب بسیار خوب است اما نه زیر آب.

اوضاع آشفته درون همان جهانبینی است که جهانبینی فرد مصرف کننده افیونی است، چنین فردی افکار خاص خود را دارد و اگر افراد در جهت امیال او باشند خوب بوده و در جهت مخالف امیال او افرادی بد خواهند بود، اگر فردی همیشه به آنها خدمت کند اما با انجام یک ناخدمتی، از نظر آنها فردی بد تلقی خواهند شد.

تصویر دوم از تصویر درون قدرت الهی است که به صورت باران و سیلاب سرازیر می شود و آن وجود را از اطراف ویران آگاهی می دهد و باز در این سیلاب است که می خواهد دوباره غرق بشود و وارد مجراهای ناپیدا و حفره های خطرناک گردد، با توان و نیروی الهی از آن حفره ها جان سالم بدر می برد.

این درگیری جنگ است و خروج از لجنزار ساده نیست، سیل می خواهد فرد را درون حفره ها و سیاه چال ببرد، فرد برای این که به درون حفره نرود با دستان خود سنگ را خراش داده است در نتیجه مطلب اصلأ شوخی نیست، در سفر هزاران اتفاق وجود دارد و ممکن است فرد از سفر پشیمان شود یا برگشت نماید و یا هر چیز دیگری و دلیل تأکید من بر افزایش دانش افراد وجود این مطالب می باشد.

در این باره نکته ای به ذهنم رسید که باید تذکر دهم، برخی افرادی که برای رهایی نزد من می آیند مدت سفری بیش از 10 یا 11 ماه دارند که این مسئله نشان دهنده عملکرد نادرست راهنما می باشد، استاندارد سفر 11ماه می باشد که رهجویان نیز باید مطیع راهنما باشند نه این که برای راهنما تعیین و تکلیف نمایند و نظری درباره وعده های مصرفی داشته باشند، آموزش مهم ترین مسئله می باشد و خوشبختانه تمام افراد کنگره 60 از ادب لازم برخوردار هستند، همه افراد باید در جایگاه خود قرار بگیرند.

تصویر سوم از تصویر درون در صورتی پیش می آید که فرد از این سیل جان سالم بدر برد و آن گاه که احساس خستگی تمام می نماید نوری بر فراز آسمان ظاهر می گردد و راه را برای او نمایان می سازد، قدمی که بر می دارد بر زمین باران خورده می نگرد و وجود حیات را در آن به صورت جوانه های منظم به صف به صف می بیند و آن وجود در شهری است که اکنون جای جای آن از نعمت الهی به حیات باز گذشته و راه به نقطه زندگی یافته است، قدری اندام راست می کند و با وزش نسیم منتظر دگرگونی تازه می ماند.

این تصویر دیگر صحرای ویران نیست و جوان ها صف به صف وجود دارند که شاگردان او می باشند، او باید در این مسیر به دیگران یاری برساند.

من بارها گفته ام ما پرونده ای در دست داریم و مسئله ای را حل نموده ایم که دیگران نتوانسته اند در حل آن موفق باشند، در حال حاضر بیش از 5000 رهایی دارا می باشیم، مدت سفر بیش از حد استاندارد اشکال در روش راهنما می باشد مگر رهجو مصرف قرص نیز داشته باشد که ممکن است 5 ماه بیشتر به طول بیانجامد.

لژیون ها همگی تحت کنترل می باشند در نتیجه باید طبق پروتکل DST پیش بروند، همچنین باید همانند عقربه های ساعت، رهجویان در آموزش قرار بگیرند تا خروجی داشته باشیم، کنگره انسان پروری می کند نه دامپروری و نباید به گونه ای پیش برویم که رفتار او در زمان مصرف از رهایی او بهتر باشد، فرد درمان شده باید در هر شرایطی در تعادل باشد.

تصویر پشت جلد کتاب عقاب را نمایش می دهد که نماد قدرت است، شما باید سعی کنید مانند عقاب قوی و نیرومند باشید.

 

تهیه گزارش: همسفر الناز رک

منبع: وبلاگ لزیون همسفر فتحی

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .