English Version
This Site Is Available In English

گفتگو با آقای مهندس دژاکام (بخش دوم)

گفتگو با آقای مهندس دژاکام (بخش دوم)

_ (مسافر ميثم) از چگونگي مسئوليت دادن به يك فرد تازه وارد در كنگره مشخصاً مسئوليت درمان اعتياد و مشخصاً وادي چهارم (در مسائل حياتي به خداوند مسئوليت دادن يعني سلب مسئوليت از خويش) چگونه به يك فردی كه تازه وارد كنگره مي شود و مصرف كننده است مسئوليت مي دهيد، آن هم مسئوليت به اين سنگيني؟
خدا پدرت را بيامرزد، شما خودت مي گوئي وادي چهارم و كسي كه وارد كنگره مي شود به او نمي گوييم مسئوليت دادن به خداوند يعني سلب مسئوليت از خويش است، اصلاً چنين كاري نمي كنيم.


اگر كسي به كنگره بيايد تازه وادي اول است تا وادي اول را ياد بگيرد دو ماه زمان مي برد تا بعد وارد وادي دوم شود، وادي سوم و بعد وادي چهارم، كه 4 الي 5 ماه بعد وارد وادي چهارم مي شود در ثاني به كسي كه تازه وارد است يك مدت طول مي كشد تا به وادي چهارم برسد، حالا بالفرض اين را هم كار نداشته باشيم، مثل خيلي از مصرف كننده ها كه صدبار رفتيم حرم امام رضا (ع) ترك اعتياد كنيم و با خودمان شيره و مواد مخدر هم برديم، اين كار را نكرديم؟


رفتيم زيارتگاه، مواد هم برديم و از زيارتگاه خواستيم ما را ترك دهد، يك شب شيره كشيديم به جاي چهار ركعت نماز يا هشت ركعت نماز، تا صبح هزار ركعت نماز خوانديم و خواستيم خدا اعتياد ما را ترك دهد در اينجا بايد خودت عمل كني.
 

_ (همسفر سمانه) فرد مصرف كننده اي كه دچار توهم مي شود خانواده در آن لحظه بايد چه عكس العملي نشان دهد؟
توهم اندازه دارد؛ ميزان توهمي كه شخص دچار مي شود اندازه دارد، تا يك اندازه اي قابل تحمل است، تا اندازه اي قابل تحمل نيست، يك توهم كوتاه و زودگذر است، يك توهم طولاني مدت است.


يك موقع هايي تجربه شده كه يك ساعت يا يك روز توهم مي گيرد و خوب مي شود، اگر توهم در حد پايين است و ايجاد ضرب و شتم نمي كند مي توانيم مهارش كنيم و بگذريم، اگر به مرحله بحران و توهم در مرحله بالايي باشد و ايجاد ضرب و شتم كند و ماندگار باشد تنها راهي كه وجود دارد بايد به كمپ مراجعه نمائید، به غير از كمپ جاي ديگري هم نداريم، دفاع از كمپ نمي كنم، اگر مركز دولتي است مراكز دولتي بگذاريد، در يك جايي بايد نگهش دارند.


پس بنابراين اگر در مرحله وحشتناك است بايد جايي قرنطينه شود، بيست روز در قرنطينه باشد كه هوش و حواسش جمع شود و اين قرنطينه مي تواند مركز پزشكي باشد، مي تواند مركز دولتي باشد، مي تواند كمپ باشد، مي توانيد با گاز اشك آور ببريد، مي توانيد با شوكر ببريد (با خنده) مي توانيد با قرص ديازپام ببريد، مي توانيد با مشت و لگد ببريد، مي توانيد در صندوق عقب ببريد، بستگي به روش است و بايد انتخاب كنيد، گاهي اوقات چاره اي نداريد.


_ (همسفر سمانه) در مورد همسفراني كه مسافرشان به كنگره نمي آيند دو سؤال وجود دارد:
اول اينكه اين همسفران تا كي بايد به كنگره بيايند؟ دوم اينكه شما تا چه زماني به آنها اجازه حضور مي دهيد و چه توصيه اي براي آنها داريد؟

در سيستم همسفر با همسفر فرق مي كند، وقتي مي گويي تند يكي مي گويد بخور و ديگري مي گويد نخور ولي كنگره مي گويد اگر مسافرش يك سال يا شش ماه نيامد همسفر ديگر نبايد بيايد.


ولي خب؛ يك موقعي هست كه همسفر ايجاد مزاحمت مي كند در آنجا از اين قانون استفاده مي كنيم، جايي ايجاد مزاحمت نمي كند و مي بينيم جا داريم، جا تنگ نيست و به قدر كافي هست و مي گوييم چون جا داريم و شلوغ نيست بگذاريد فعلاً بيايد مزاحمتي كه هم ندارد و اخلاقش هم خوب است، موقعي مي بيني نه، جا نداري همسفر مي آيد و مسافرش 2 سال نمي آيد و ايجاد مشكل و مزاحمت هم مي كند در آنجا تصميم مي گيرند كه نبايد بياد ولي قانوناً چيزي كه كنگره 60 گفته؛ يكي به كنگره مي آيد و بعد از 2 سال يا 5 سال مسافرش مي ميرد اين همسفر اگر درست باشد مي تواند بماند، اگر مسافرش زندان برود و 7 سال زندان باشد باز هم همسفر مي تواند بيايد، مسافرش مي رود و مصرف مي كند باز هم مي تواند بيايد، چيزي كه 15 روز پيش در تهران گفتم همسفران اگر مسافرشان از دنیا رفت، كنگره مي توانند بيايند، اگر مسافرشان رفت مواد مصرف كرد كنگره مي توانند بيايند، اگر مسافر رفت زندان مي توانند بيايند ولي اگر مسافر طلاق گرفت ديگر كنگره نمي توانند بيايند چون اگر طلاق گرفت يا جاي مسافر است و يا جاي همسفر و ترجيحاً مسافر را در اولويت قرار مي دهيم.


_ (مسافر ميثم) لطف كنيد از سايت كنگره بگوييد؟ چه فكر مي كرديد و چه شد؟ با چه برنامه و رويكردي سايت را راه انداختيد؟ چون سايت از لحاظ تنوع و متفاوت بودن اگر بگوئيم نسبت به ديگر سايت ها در نوع خودش بي نظير و كم است اغراق نكرديم.
هيچ وقت چه فكر مي كرديم و چه شد نبوده حالا اولش هم ترس از آبشار نياگارا را گفتم به خاطر طنز گفتم ولي چه فكر مي كرديم اينجوري شد يا شانسي اين كار را كرديم نه، اصلاً اين چيزها نبود، ممكن است گاهي مشكلاتي پيش آمده و مسير را به ما نشان داده و ما از اين مسير حداكثر استفاده را كرديم، ما از يكسري مشكلات درس گرفتيم و تمام ساختار كنگره 60 در اثر بروز مشكلات شكل گرفته است.


مرزبانها كه شكل گرفت در اثر ايجاد مشكلات بود، يكي را مسئول نمایندگی مي كرديم بعد از دو سال آن نمایندگی از بين مي رفت و هر كار مي خواست انجام مي داد و مي گفت اين خوب است، اين بده، تو بيا، تو نرو، تو شاگرد بگير، تو شاگرد نگير و ... به خاطر اينكه مشكل را حل كنيم سيستم مرزباني را طراحي كرديم.


يك سال، دو سال، سه سال مرزبان هستند و جاهايي كه داوطلب باشند سال به سال كنار مي روند، ممكن است جايي داوطلب نباشد و سه سال هم مرزبان مي مانند، ما همه كارهايمان برنامه ريزي شده است، از سال 78 مي گوييم ترجمه متون كنگره 60 برنامه ما در سال 78 است يا انتقال مطالب در سال فلان است همه را قبلاً برنامه ريزي مي كنيم.


ما گفتيم ترجمه متون در سال 78 و ترجمه به زبان انگليسي شروع شد و الان سه، چهار كتاب در بزرگترين سايتهاي امريكايي است، شايد بعضي از شماها خبر نداشته باشيد كتاب عشق چهارده وادي براي ريكاوري، 60 درجه زير صفر و حتي جهان بيني 1 و 2 به زبان انگليسي كتاب شده است اينها هم در بزرگترين سايت امريكايي وجود دارد و برنامه ريزي كرده بوديم از 10، 12 سال پيش به فكر سايت بوديم.


در سايت هم يك شخصي بود كه كارهاي آنرا انجام مي داد و همه چيز در كيفش بود، ما يك نامه مي داديم و مي برد به يك نفر ديگر مي داد، آن فرد به يكي ديگر و دوباره او مي برد و جاي ديگر و در آخر مي گفت 5 شنبه در سايت مي گذاريم.


بعد صدا كردم و گفتم كه ما اين را نمي خواهيم گفتند چه طوري مي خواهي؟ گفتم: من اين طور سايت نمي خواهم، شبهاي شكرگزاري تهران بود و داشتم آبگوشت مي پختم، گفتم سايت كنگره بايد مثل ديگ آبگوشت باشد، الان مي خواهم و شلنگ آب را در آن مي گيرم، مي خواهم سيب زميني بريزم ميريزم، مي خواهم نخود بريزم ميريزم، مي خواهم سيب زميني ها را در آورم اين كار را مي كنم، مي خواهم گوشت بريزم مي ريزم، هر چه را كه بخواهم مي توانم انجام دهم.


سايت هم بايد اينطوري و در اختيار خود ما باشد، هر چقدر هزينه و پول هم بخواهد ما انجام مي دهيم و بايد در دست بچه هاي خودمان باشد و دست متخصص نمي خواهد كه شركتي باشد و سايت بالا برود.
 

شروع به كار كردن كرديم و شهروز آذرپور نوجواني بود كه سبيلش هم در نيامده بود ولي كامپيوتر مي دانست خوب ساختارها را درست كرد و الان بچه هاي خودمان هستند، كل كارهاي سايت را طراحي كرد و خوب بقيه بچه ها هم كمكش كردند، مطالب را دادند، فني با او بود و مابقي را بقيه انجام مي دهند.


چندين بار سايت كاملاً تغيير كرد، بعد گفتم تالار، اسمش تالار گفتگو نبود اصلاً نمي دانستند تالار گفتگو چه هست، آن زمان كه من گفتم در ايران رسم نبود، بارها شهروز را صدا كردم و گفتم من مي خواهم چيزي باشد كه هر كسي مي خواهد در سايت سؤال كند و هر كسي هم كه توانست جواب دهد، يعني هر كس نشست و تايپ كرد بياید در سايت، هر كس هم توانست جوابش را بدهد، گفتند اينطوري نمي شود ممكنه فحش بنويسند گفتم خوب فحش بنويسند اگر فحش نوشتند شما فحش را برداريد شما مرتب كنترل كنيد و برداريد، گفتند ممكن است تصاوير بدي بگذارند، گفتم تصاوير بد را برداريد، قصاص قبل از جنايت نكنيد، گفتند ممكن است مسائل سياسي بنويسند گفتم اگر زدند و ممكن است كه بزنند شما چك كنيد و برداريد، بعد رفتند جستجو كردند تا يك سال و گفتند بله چنين چيزي هست و بهش فروم مي گويند، گفتم درستش كنيد و درست كردند.
 

گفتم سايت را به زبان انگليسي كنيد باز بچه ها مي خنديدند سايت به زبان انگليسي!! گفتم بله. گفتند نيرو نداريم گفتم نيرو مي آید شما هر چه بخواهيد در كنگره وجود دارد، الان برو بگو زبان پرتغالي مي خواهم 10 تا در كنگره هست، بگو زبان اسپانيايي مي خواهم 20 تا در كنگره هست، بگو قاضي مي خواهم 40 تا قاضي داريم، بگو وكيل مي خواهم 15 تا وكيل داريم، از هر صنفي كه بگوييد در كنگره وجود دارد، اين هست كه چه فكر مي كرديم و چه شد نبوده و همه را برنامه ريزي كرديم و چند سال كار مي كنند و الان قويترين سايت در ايران است.


شما اگر در سايت برويد مي توانيد آمارش را هم نگاه كنيد پايين سايت 4 خط كوچك هست برويد و آمار سايت را بگيريد، مدام از امريكا، انگليس، پرتغال، روسيه و تمام كشورها در سايت هستند.
 

گفتم ما بايد برويم به طرف سايت تا كار براي آينده، چون همه چيز سيستم مجازي مي شود و ما عقب نيفتيم، ما 10 سال پيش شروع كرديم، در بهترين نمونه جايزه گرفتيم و سايت ما اول شد و باز هم داريم برنامه ريزي مي كنيم، الان كلي رهجو از طريق سايت به درمان مي رسانيم و اين قضيه ادامه دارد، ما در دانشگاه، ارتباطات و همه چيز برنامه ريزي داريم و همه با تفكر است.


_ (مسافر ميثم) از بخش انگليسي سايت بگوييد كه انتظارتان از كاربرها چيست؟ آيا آن طوري كه بايد باشد هست؟
شهر روم را يك شبه نساختند، بايد صبر كنيم تا ذره ذره كامل شود و ذره ذره دارد كامل مي شود، الان سايت كنگره 60 در كشور  اول شد، در مورد مواد مخدر در ايران تقريباً سايت مرجع است و تمام دانشجوياني كه مي خواهند تحقيقات كنند همه به سايت كنگره 60 مي روند، تبديل به يك سايت مرجع مي شود و اميدوارم كه در سالهاي آينده هم طول مي كشد كه به يك سايت مرجع بين الملل تبديل شود.


_ (همسفر سمانه) از فعاليتهايي كه در حال انجام شدن در بخش انگليسي سايت هست برايمان بگوييد؟
همان برنامه هايي كه در قسمت فارسي انجام مي شود در قسمت انگليسي هم انجام مي دهند ولي سايت انگليسي به دليل اينكه زبان دوم است يك مقدار كار مشكل تر است ما اگر بتوانيم همان كه در سايت زبان فارسي بچه ها مقاله مي نويسند و صحبت مي كنند را ترجمه كنيم و متونش را در زبان انگليسي بگذاريم آن وقت پيشرفت خيلي خوبي كرديم ولي خوب يك مقدار عقب تر هستيم.


_ (مسافر ميثم) از سطح تعامل و همكاري با آقاي ويليام وايت بگوييد، چون ما فقط در حد مصاحبه اي كه شما با ايشان داشتيد آشنا هستيم، از اينكه بيشتر تعامل داريد و فعاليتهاي شما با ايشان؟
ما حداقل هفته اي يك يا دو بار و حتي گاهي اوقات چندين بار براي هم ايميل داريم و در ارتباط تنگاتنگي هستيم و دعوت هم كردند كه برويم.


_ (همسفر سمانه) از همايشي كه دعوت شده ايد برايمان بگوييد؟
برنامه ريزي كردند كه يك كنفرانس بزرگ بين المللي بگذارند و ما برويم و كنگره 60 را مطرح كنيم.


_ (همسفر سمانه) تاريخ آن مشخص است؟
نه، من هنوز ok نكردم، این کنفرانس در برنامه ريزي هاست، مخصوص اين كار است، كنفرانسها زياد است ما را هم خيلي دعوت مي كنند و نمي رويم، طول نمي كشد چون امريكايي ها معتقد به درمان اعتياد نيستند يعني اطلاعات و آگاهي كنگره 60 ايران سريع در كشورهاي ديگر جا باز مي كند، خيلي طول نمي كشد و اين حدكثر 4 الي 5 سال ديگر است.


_ (مسافر ميثم) پس بحث بلوك شدن كه شما نرفتيد و نگذاشتيد آنها بيايند، در مصاحبه قبلي عنوان كرديد كه فعلاً رفت و آمد نباشد، چیست؟
كسي نگفته بود حرف در دهان من مي گذاريد (با خنده)


گفتم به شما، كه از من دعوت كردند من گفتم فعلاً‌ نمي آيم گفتند ما بياييم گفتم نه شما هم نياييد، چون بايد پذيرايي كنم، هتل بگيرم، تداركات و هماهنگ كنم تا بيايند.


بنابراين خود من اعلام نكردم و علت نرفتن خودم هم همين بود گفتم زماني مي روم كه تمام كتابهايم منتشر شده باشد و كاملاً‌ شناخته شده باشم تا بروم، همينطوري بروم كه چكار كنم، البته الان به قدر كافي شناخته شده هستم.


_ (مسافر ميثم) به عنوان سؤال آخر: 14 سال از آغاز تشكيل كنگره 60 گذشت چه صحبتي داريد؟
اين 14 سال گويي 14 لحظه بود.


از جناب مهندس دژاكام سپاسگزاريم كه با وجود كسرت وقت و كثرت مشغله، 40 دقيقه را پا به پاي ما و سؤالاتمان با پاسخ هايشان همراهي نمودند.

 

منبع: وبلاگ نمایندگی سمنان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .